منابع ارزی ایران زیر فشار جنگ
وقتی درآمد هست اما دسترسی نیست؛

منابع ارزی ایران زیر فشار جنگ

حسین امیری
۲۷ مرداد ۱۴۰۵

منابع ارزی ایران در شرایطی تحت فشار قرار گرفته‌اند که جنگ، تحریم‌های مالی، اختلال در مسیرهای تجارت و محدودیت حمل‌ونقل همزمان بر توان اقتصاد برای تامین واردات اثر می‌گذارند. بانک جهانی هشدار داده است که اختلال در واردات کالاهای ضروری می‌تواند فشارهای تورمی و ریسک‌های مرتبط با امنیت غذایی را افزایش دهد و همزمان تحریم‌های مالی و دشواری دسترسی به خدمات حمل‌ونقل و بیمه، تجارت خارجی ایران را محدود می‌کند. در چنین شرایطی، مسئله منابع ارزی ایران دیگر صرفا به نرخ دلار یا نوسانات بازار آزاد محدود نمی‌شود و در همین راستا پرسشی که مطرح می‌شود این‌که اقتصاد ایران تا چه اندازه می‌تواند ارز قابل استفاده برای خرید مواد اولیه، کالاهای واسطه‌ای، دارو، مواد غذایی و تجهیزات تولید را در اختیار واردکنندگان قرار دهد.

به گزارش نماد اقتصاد، منابع ارزی ایران اکنون در وضعیتی قرار دارد که فشار همزمان بر تجارت خارجی، درآمدهای صادراتی، حمل‌ونقل و دسترسی مالی می‌تواند اهمیت مدیریت تخصیص ارز را افزایش دهد. بانک جهانی در ارزیابی خود از اقتصاد ایران تاکید کرده است که جنگ، تحریم‌های اقتصادی و اختلال در تجارت، فعالیت اقتصادی را به‌شدت مختل کرده و محدودیت واردات کالاهای ضروری، علاوه بر ایجاد فشار تورمی، ریسک‌های مرتبط با امنیت غذایی را افزایش می‌دهد.

این فشار زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که مسیرهای تجارت خارجی نیز با محدودیت مواجه باشند. رویترز در گزارش‌های اخیر خود تاکید کرده که جنگ و اختلال در تردد از تنگه هرمز، تجارت ایران را تحت فشار قرار داده و هزینه و زمان واردات کالاهای ضروری را افزایش داده است. همزمان، تلاش آمریکا برای تشدید فشار اقتصادی بر تهران، تجارت نفت و جریان درآمدهای ارزی ایران را نیز هدف قرار داده است.

تجارت خارجی؛ نخستین قربانی فشار

داده‌های گمرکی که در گزارش‌های اقتصادی داخلی منتشر شده‌اند نشان می‌دهند تجارت غیرنفتی ایران پیش از تشدید بحران فعلی نیز با کاهش ارزش مواجه بوده است. در یکی از آخرین گزارش‌های منتشرشده از داده‌های گمرک، ارزش صادرات غیرنفتی حدود ۱۶.۵ میلیارد دلار و ارزش واردات حدود ۱۷.۶ میلیارد دلار در چهار ماهه نخست سال ۱۴۰۵ گزارش شده است.

این ارقام به خودی خود به معنای بحران ارزی نیستند، اما شکاف میان ارزش صادرات و واردات نشان می‌دهد که تجارت غیرنفتی به تنهایی لزوما منابع کافی برای پوشش همه نیازهای وارداتی ایجاد نمی‌کند. در شرایطی که صادرات نفت نیز تحت فشار تحریم و اختلال حمل‌ونقل قرار گیرد، اهمیت سایر منابع ارزی و نحوه بازگشت ارز صادراتی به چرخه اقتصادی بیشتر می‌شود.

از سوی دیگر، بانک جهانی اعلام کرده است که دسترسی محدود به ارز خارجی در کنار تشدید تحریم‌ها و درگیری، در ماه‌های گذشته بر واردات و صادرات غیرنفتی ایران اثر گذاشته است. این نهاد همچنین تاکید کرده که تجارت بین‌المللی ایران همچنان با محدودیت‌های مالی و مشکلات دسترسی به خدمات حمل‌ونقل و بیمه مواجه است.

در نتیجه، مسئله منابع ارزی ایران تنها به مقدار دلاری درآمدهای صادراتی مربوط نیست؛ قابلیت انتقال، تسویه، بیمه، حمل و استفاده از این منابع نیز در تعیین ظرفیت واقعی اقتصاد برای تامین واردات اهمیت دارد. این نکته در شرایط تحریمی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا ارز حاصل از صادرات لزوما با همان سهولت و سرعت اقتصادهای متعارف در اختیار واردکننده قرار نمی‌گیرد.

واردات ضروری در صف تخصیص ارز

فشار بر منابع ارزی ایران می‌تواند در نخستین مرحله خود را در نظام اولویت‌بندی واردات نشان دهد. رئیس سازمان توسعه تجارت ایران در مردادماه ۱۴۰۵ اعلام کرده بود که شرایط جنگی و محاصره، مدیریت منابع ارزی و اولویت‌بندی دقیق‌تر در تخصیص ارز و ثبت سفارش برخی کالاها را ضروری کرده است.

این رویکرد به معنای آن است که در شرایط محدودیت منابع، سیاست ارزی ناچار است میان گروه‌های مختلف وارداتی تمایز قائل شود. مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای مورد نیاز تولید، دارو و کالاهای اساسی در چنین چارچوبی اهمیت بالاتری پیدا می‌کنند، در حالی که واردات کالاهای غیرضروری می‌تواند در معرض محدودیت بیشتری قرار گیرد.

تجربه واردات کالاهای اساسی نیز نشان می‌دهد که تاخیر در تخصیص ارز می‌تواند مستقیما به زنجیره تامین منتقل شود. در مورد برنج، فعالان این بخش در سال گذشته نسبت به تاخیر طولانی تخصیص ارز هشدار داده و آن را عاملی برای افزایش هزینه واردات و احتمال اختلال در تامین بازار دانسته بودند.

بنابراین، هرچه فشار بر منابع ارزی ایران افزایش یابد، زمان‌بندی تخصیص ارز نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. حتی در صورت وجود منابع اسمی، تاخیر در تامین ارز می‌تواند واردکننده را به استفاده از خرید اعتباری، منابع گران‌تر یا مسیرهای جایگزین تامین مالی سوق دهد و هزینه نهایی کالا را افزایش دهد.

فشار ارزی چگونه به تورم منتقل می‌شود؟

بانک جهانی در ارزیابی خود از اقتصاد ایران تاکید کرده است که تورم بالا، کاهش درآمد واقعی و اختلال در واردات می‌تواند فشار بیشتری بر تقاضای داخلی و رفاه خانوارها وارد کند. این نهاد همچنین از افزایش قیمت مواد غذایی و احتمال تشدید فقر در نتیجه شوک‌های ناشی از جنگ و کمبود واردات سخن گفته است.

در چنین شرایطی، منابع ارزی ایران یک متغیر مهم در زنجیره قیمت‌گذاری کالاهای وارداتی و تولیدات وابسته به نهاده خارجی است. اگر تامین ارز مواد اولیه یا کالاهای واسطه‌ای با اختلال مواجه شود، افزایش هزینه واردات می‌تواند به قیمت تمام‌شده تولید منتقل شود.

این مسئله برای صنایعی که وابستگی بیشتری به تجهیزات، قطعات، مواد اولیه یا نهاده‌های خارجی دارند اهمیت ویژه‌ای دارد. محدودیت واردات می‌تواند از یک سو دسترسی بنگاه به نهاده تولید را دشوار کند و از سوی دیگر، در صورت افزایش هزینه تامین ارز، قیمت تمام‌شده را بالا ببرد. بانک جهانی نیز محدودیت تجارت، ضعف سرمایه‌گذاری و کمبودهای زیرساختی را از عوامل محدودکننده رشد غیرنفتی ایران ارزیابی کرده است.

مسئله فقط دلار نیست

یکی از مهم‌ترین نکات در بررسی منابع ارزی ایران این است که درآمد ارزی و دسترسی ارزی دو مفهوم یکسان نیستند. ایران همچنان یک اقتصاد نفتی دارد، اما بانک جهانی تااکید کرده که تحریم‌ها، اختلال حمل‌ونقل و محدودیت خدمات مالی و بیمه‌ای می‌تواند توان استفاده از درآمدهای صادراتی را محدود کند.

از سوی دیگر، فشار بر صادرات نفت می‌تواند همزمان دو اثر کاهش جریان درآمدهای ارزی و افزایش فشار مالی بر دولت ایجاد کند. بانک جهانی هشدار داده است که اختلال در صادرات نفت می‌تواند فشارهای مالی شدیدی ایجاد کند، در حالی که هزینه‌های جنگ و نیازهای اجتماعی افزایش می‌یابد.

رویترز نیز در روزهای اخیر گزارش داده است که دولت آمریکا در حال بررسی دور جدیدی از فشارهای اقتصادی علیه ایران است و تمرکز بخشی از این سیاست بر تجارت نفت ایران و کانال‌های مالی مرتبط با آن قرار دارد.

به این ترتیب، منابع ارزی ایران در معرض فشاری قرار گرفته‌اند که از سمت عرضه ارز و از سمت تقاضای وارداتی همزمان عمل می‌کند. اگر درآمدهای ارزی محدود شود اما نیاز وارداتی اقتصاد کاهش متناسبی نداشته باشد، سیاست‌گذار ناچار خواهد بود اولویت‌های تخصیص ارز را سخت‌گیرانه‌تر تعیین کند. این نتیجه با سیاست‌های اعلام‌شده برای اولویت‌بندی ثبت سفارش و تامین ارز در شرایط جنگی نیز همخوان است.

تنگه هرمز و هزینه پنهان تجارت

اختلال در تنگه هرمز تنها یک مسئله مربوط به صادرات نفت نیست. رویترز گزارش داده است که جریان نفت از این مسیر در ماه‌های اخیر به‌شدت کاهش یافته و اختلال در کشتیرانی، هزینه حمل‌ونقل و ریسک زنجیره تامین را افزایش داده است.

آژانس بین‌المللی انرژی نیز در برآوردی که رویترز منتشر کرده، کاهش قابل‌توجه عرضه جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ را به تشدید درگیری‌های خاورمیانه و اختلال در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز و دریای سرخ مرتبط دانسته است.

برای ایران، اهمیت این موضوع دوسویه است. از یک طرف، محدودیت در حمل‌ونقل می‌تواند صادرات و دسترسی به درآمدهای ارزی را دشوار کند و از طرف دیگر، هزینه واردات کالا و نهاده را افزایش دهد. بنابراین حتی اگر ارزش اسمی یک محموله وارداتی تغییر نکند، افزایش هزینه حمل، بیمه و تامین مالی می‌تواند هزینه نهایی آن را برای اقتصاد ایران بالا ببرد.

بازار ارز در برابر شوک تجارت

در چنین شرایطی، ارز ایران به یکی از مهم‌ترین متغیرهای انتقال‌دهنده شوک خارجی به اقتصاد داخلی تبدیل می‌شود. صندوق بین‌المللی پول در صفحه اختصاصی ایران، برای سال ۲۰۲۶ تورم مصرف‌کننده ۶۸.۹ درصد را برآورد کرده است؛ ارقامی که نشان‌دهنده شدت فشارهای کلان موجود بر اقتصاد ایران است.

بانک جهانی نیز گزارش کرده است که کاهش دسترسی به ارز خارجی و تشدید فشارهای تحریمی در مقطعی با کاهش شدید ارزش پول ملی همراه بوده است. این نهاد همچنین اثرگذاری نرخ ارز بر تورم و قیمت کالاهای غذایی را یکی از عوامل مهم فشار بر خانوارها دانسته است.

با این حال، در شرایط کنونی نمی‌توان هر افزایش نرخ ارز را صرفا به کمبود ذخایر نسبت داد. همزمانی جنگ، انتظارات تورمی، محدودیت تجارت، تحریم‌های مالی و اختلال در صادرات و واردات، مجموعه‌ای از عوامل را ایجاد کرده است که بر بازار ارز اثر می‌گذارند. منابع بین‌المللی نیز وضعیت اقتصاد ایران را در معرض عدم‌قطعیت بسیار بالا توصیف کرده‌اند.

اولویت‌بندی؛ مهم‌ترین ابزار کوتاه‌مدت

در کوتاه‌مدت، سیاست‌گذاری درباره منابع ارزی ایران بیش از هر چیز به نحوه اولویت‌بندی مصارف وابسته خواهد بود. اظهارات مقام‌های اقتصادی ایران نشان می‌دهد که در شرایط جنگی، تامین ارز برای نیازهای ضروری و تولید در مقایسه با برخی گروه‌های وارداتی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

همچنین سازوکار بازار ارز تجاری بانک مرکزی با هدف افزایش عرضه ارز صادراتی و تامین نیاز وارداتی طراحی شده و مقررات آن امکان استفاده از ارز حاصل از صادرات برای واردات را نیز دربر می‌گیرد.

این سازوکار می‌تواند اهمیت بازگشت ارز صادراتی به چرخه تجارت را افزایش دهد، زیرا در شرایط محدودیت دسترسی خارجی، هر واحد ارزی که بتواند در چرخه رسمی تجارت قرار گیرد، ظرفیت بیشتری برای تامین واردات ایجاد می‌کند. این موضوع به‌ویژه برای اقتصاد ایران که با محدودیت‌های مالی و تجاری خارجی روبه‌روست اهمیت دارد.

گلوگاه واردات یا شوک قابل مدیریت؟

چشم‌انداز منابع ارزی ایران بیش از هر زمان دیگری به وضعیت جنگ، امکان تجارت دریایی، صادرات نفت و شدت تحریم‌های مالی وابسته است. بانک جهانی تاکید کرده است که چشم‌انداز اقتصاد ایران به مدت و شدت درگیری، میزان آسیب زیرساختی و اختلال در صادرات نفت و مسیرهای تجاری وابستگی زیادی دارد.

در سناریوی تداوم اختلال تجارت، فشار بر واردات کالاهای ضروری و نهاده‌های تولید می‌تواند افزایش یابد و اولویت‌بندی تخصیص ارز اهمیت بیشتری پیدا کند. در مقابل، کاهش تنش و بهبود مسیرهای تجاری می‌تواند بخشی از فشار بر تجارت خارجی و دسترسی به منابع ارزی را کاهش دهد؛ هرچند تحریم‌های مالی همچنان یکی از محدودیت‌های ساختاری اقتصاد ایران باقی خواهد ماند.

در نهایت، مسئله اصلی منابع ارزی ایران را نمی‌توان صرفا در نمودار قیمت دلار جست‌وجو کرد. مسئله اساسی، توان اقتصاد برای تبدیل درآمدهای صادراتی به ارز قابل استفاده و انتقال آن به زنجیره واردات است؛ زنجیره‌ای که از مواد غذایی و دارو تا مواد اولیه، تجهیزات و کالاهای واسطه‌ای تولید را دربرمی‌گیرد.

اگر جنگ و اختلال حمل‌ونقل ادامه یابد، فشار اصلی می‌تواند از بازار ارز به سمت تجارت و سپس تولید و مصرف منتقل شود. به همین دلیل، مدیریت منابع ارزی ایران در شرایط فعلی بیش از آنکه یک مسئله صرفا پولی باشد، به یک مسئله تجارت خارجی، امنیت عرضه و سیاست‌گذاری اقتصادی تبدیل شده است.

اقتصاد ایران در شرایط جنگی با ترکیبی از محدودیت ارزی، اختلال تجارت، دشواری حمل‌ونقل، تحریم مالی و فشار بر صادرات نفت مواجه است. منابع بانک جهانی و گزارش‌های رویترز نشان می‌دهند که استمرار این وضعیت می‌تواند واردات کالاهای ضروری را دشوارتر و فشارهای تورمی را بیشتر کند.

از این منظر، منابع ارزی ایران اکنون نه فقط پشتوانه ثبات بازار ارز، بلکه یکی از عوامل تعیین‌کننده استمرار جریان واردات و فعالیت تولیدی هستند. هرچه دسترسی به ارز و مسیرهای تجارت خارجی محدودتر شود، اهمیت اولویت‌بندی تخصیص ارز، بازگشت ارز صادراتی و حفظ مسیرهای تجاری افزایش خواهد یافت.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=70981
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه